تبليغاتX
كانون پرورش فكري مركز ديّر
وبلاگ اختصاصي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان مركز ديّر

اولین جشنواره غذاهای محلی بمناسبت میلاد صدیقه کبری-فاطمه زهرا(س)و روز مادر صبح روز یکشنبه در کانون پرورش فکری دیر برگزار شد.در این مراسم معاون فرماندار-بخشدار-رئیس ارشاد-رئیس هواشناسی-نیروی انتظامی و...وتعدادی از مادران اعضاءحضور داشتند.پس از تلاوت قران و شعر خوانی دو نفر از اعضاء ادبی در وصف مادر اقای هاشمی معاون فرمانداری در خصوص زندگی گهربار حضرت زهرا(س)ونقش مادر در تربیت فرزندان و الگو گرفتن از این مادرنمونه سخنانی ایراد نمودندو ا زمربیان کانون که چنین برنامه ای تدارک دیده اند  تشکر و قدردانی نمودند.همچننین ایشان از حماسه حضور مردم در انتخابات۲۲خرداد سپاسگزاری کردند.                                                                                           داوران جشنواره که مسئولین بودند با چشیدن طعم غذاها و تزیین انها چندین غذای محلی را انتخاب نموده که به ترتیب الویت به نفرات اول تا سوم وهمچنین کلیه شر کت کنندگان هدایایی به همراه لوح یاد بود اهداء شد. ضمنا"هدایای این برنامه توسط امور بانوان و موسسه فرهنگی پخش کتاب راونیزتهیه شده بود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 خرداد1388ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط زهره ظفرمند | 

گویند مرا چو زاد مادر ، پستان به دهن گرفتن آموخت
شبها بر گاهواره من ، بیدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد ، تا شیوه راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم ، الفاظ نهاد و گفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من ، بر غنچه گل شکفتن آموخت
پس هستن من ز هستن اوست ، تا هستم و هست دارمش دوست

شد مکتب عمر و زندگی طی ، مائیم کنون به ثلث آخر
بگذشت زمان و ما ندیدیم ، یک روز ز روز پیش خوشتر
آنگاه که بود در دبستان ، روز خوش و روزگار دیگر
می گفت معلمم که بنویس ، گویند مرا چو زاد مادر ، پستان به دهن گرفتن آموخت
گویند که می نمود هر شب ، تا وقت سحر نظاره من
می خواست که شوکت و بزرگی ، پیدا شود از ستاره من
می کرد به وقت بی قراری، با بوسه گرم چاره من
تا خواب به دیده ام نشیند، شبها بر گاهواره من، بیدار نشست و خفتن آموخت
او داشت نهان به سینه خود، تنها به جهان دلی که آزرد
خود راحت خویشتن فدا کرد ، در راحت من بسی جفا برد
یک شب به نوازشم در آغوش ، تا شهر غریب قصه ها برد
یک روز به راه زندگانی، دستم بگرفت و پا به پا برد، تا شیوه راه رفتن آموخت
در خلوت شام تیره من، او بود و فروغ آشیانم
می داد ز شیر و شیره جان ، قوت من و قوت روانم
می ریخت سرشک غم ز دیده ، چون آب بر آتش روانم
تا باز کنم حکایت دل ، یک حرف و دو حرف بر زبانم ، الفاظ نهاد و گفتن آموخت
در پهنه آسمان هستی ، او بود یگانه کوکب من
لالایی و شور و نغمه هایش ، بودند حکایت شب من
آغوش محبتش بنا کرد ، در عالم عشق مکتب من
با مهر و نوازش و تبسم ، لبخند نهاد بر لب من ، بر غنچه گل شکفتن آموخت

این عکس ظریف روی دیوار، تصویر شباب و مستی اوست
وان چوب قشنگ گاهواره ، امروز عصای دستی اوست
از خویش به دیگران رسیدن ، کاری ز خداپرستی اوست
شد پیر و مرا نمود برنا ، پس هستی من ز هستی اوست،

 

از تو نوشتن، قلمی توانا و هنری بیتا را طلب می کند که مرا توان آن نیست. تو بزرگتر از آنی که قلم شکسته چون منی یارای صعود به بارگاه آسمانی ات را داشته باشد و فخر خاکساری درگاهت و رفیع تر از آنی که بتوانم از لذت اغوایش دل بکنم مادر.
چه کنم که بیان حق شناسی سزاوارانه ات را ندارم.اندیشه قاصرم و قلم الکنم ناتوانتر از آنی است که بتواند فرشته ای چون تو را بستاید یا به ادای تکلیف چشمه ای از دریای والا مقامت را بشاید مادر.
چه کنم که توشه ای بیش از این در چنته ندارم پس سخاوتمندانه همین دلواژه های نارسم را بپذیر و همای سعادت ستایشت را بر شانه های لرزانم بنشان مادر.
گفتن از کسی که مدار روح اتگیزترین گل واژه ها در زیبا ترین نوشته ها ،شعرها،قصه ها، سرودها و سخن وری و همه هنرهای عالم بر محور خورشید است چه سخت می باید.
به راستی چگونه می توان از عالم آدم سخن گفت اما از سمبل همه ی زیبای هایش یعنی تو روی برتافت مادر.
چگونه بدون الهه هستی بخش وجود تو باید دل باخت و دلدار بود، ائین مهروزی آموخت و رسم پاکبازی فرا گرفت؟ گونه رفیق توفیق شد و صبوری پیشه کرد و ارج شرف را میزان زد؟ زنگار روح و جسم را شست و راز روح پرنیانی آدمی را بر شاخسار گلستان خلقت دریافت؟
تنها نه به خاطر بهشتی که به زیر پای توست. نه به خاطر نسلی که زاده ی توست. نه به خاطر لالایی های دلنوازت. نه به خاطر سرشت مهرآگینی و عشق ورزیت. نه به خاطر قلب پاکبازت و زیبایی نازکی خیالت و یا تردی روح دلنوازت. نه به خاطر خونواره ی چشمان اشکبارت. نه به خاطر … تو را می ستایم، بلکه مغرورانه منتت را می کشم. دوسستت دارم و بر تو می بالم مادر.
می خواهم بدانی که بهار آرزوهایم به کرم میزبانی کریم تو گل افشانی می شود و رزق و روزی ام از برکت دعای خلوت تو رونق می گیرد و خزان رویاهایم تنها به جفای غفلت از تو فرا می رسد مادر.
کاش می توانستم به خون خود قطره قطره بگریم تا سرسپردگی هم را به خود باور کنی و سبزی همه عمرم را فدای یک تار موی سپیدت کنم مادر.
کاش نقاب سینه ام را می شکافتی و به قلبم که از خون دل توست، می رسیدی و در واقعیت کوچک من ، حقیقت بزرگ خود را می یافتی مادر.
کاش عمود کمرم می شکست تا عصای کج شمشاد قامت خمیده ات باشم مادر.
و ای کاش……………………

+ نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388ساعت 5:10 بعد از ظهر  توسط زهره ظفرمند | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط زهره ظفرمند | 

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بندر دیر بمناسبت سالروز میلاد حضرت فاطمه(س)وروز مادر اقدام به برگزاری اولین جشنواره غذاهای محلی نموده است.لذا از علاقمندان دعوت میشود جهت ثبت نام به کانون پرورش فکری مراجعه ویا با شماره۸۲۲۳۷۰۲تماس حاصل نمایند.شرکت برای عموم ازاد می باشد.ضمنا" زمان و مکان برگزاری این جشنواره صبح روز یکشنبه۲۴/۰۳/۱۳۸۸ودر کانون پرورش فکری واقع در خیابان شهدای گمنام می باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 6:2 بعد از ظهر  توسط زهره ظفرمند | 

جلسات موفقیت در کنکور توسط کانون پرورش فکری دیر و موسسه فرهنگی راونیز در کانون پرورش فکری برگزار می شود. در اولین جلسه اقای علی اصغر طاهری به بررسی شکست پشت کنکوری ها و راههای مقابله با ان پرداخت.قابل ذکر است که اقای طاهری نویسنده ۲۴ ساله ایرانی بوده که تا بحال موفق به نوشتن و چاپ ۱۹ جلد کتاب شده است.به نقل از موسسه راونیز این جلسات در اکثر شهرهای مختلف ایران برگزار می گرددو موفقیت بسیار زیادی نیز توسط این جوان نویسنده برای جوانان دانش اموز ایرانی در سراسر کشور در کنکور صورت گرفته است.شایان ذکر است علاقمندان جهت شر کت در این جلسات می توانند تا ۲۴ خرداد ماه همه روزه صبح به کانون پرورش فکری مراجعه نمایند.

+ نوشته شده در  شنبه 16 خرداد1388ساعت 9:25 بعد از ظهر  توسط زهره ظفرمند | 

همزمان با بیستمین سالروزرحلت جانسوز امام خمینی (ره)مربیان مرکز دیر با اجرای ویژه برنامه ایی یاد امام را در دلهای کوچک بچه ها زنده کردند.برپایی مسابقه ادبی(یاد یار مهربان)-قصه گویی و شعرخوانی از زندگی امام-معرفی شخصیت امام -معرفی کتاب خورشید در کوچ بصورت دیواری-باز خوانی قسمتی از وصایای امام(ره)برای کودکان و نوجوانان-فضاسازی مرکز و سردرب اداره و نصب پرچم و پلاکارد -وبرپایی ایستگاه صلواتی پخش شربت در جلوی درب ورودی کانون از جمله برنامه هایی بود که برای کودکان و نوجوانان اجرا ءشد.و چه زیبا بود تجلی احساس بچه ها از موضوع(یاد یار مهربان) در قالب متن ادبی.

+ نوشته شده در  شنبه 16 خرداد1388ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط زهره ظفرمند | 

آلبوم رفتار امام خمینی (ره) با کودکان

منبع عکسهای فوق www.aviny.com می باشد.



امام خمینی و کودکان در نگاه تصویر
1 خرداد 1385


امام خمینی و کودکان در نگاه تصویر
1 خرداد 1385


امام خمینی و کودکان در نگاه تصویر
1 خرداد 1385


امام خمینی و کودکان در نگاه تصویر
1 خرداد 1385


امام خمینی و کودکان در نگاه تصویر
1 خرداد 1385


امام خمینی و کودکان در نگاه تصویر
1 خرداد 1385


امام خمینی و کودکان در نگاه تصویر
1 خرداد 1385


امام خمینی و کودکان در نگاه تصویر
1 خرداد 1385


امام خمینی و کودکان در نگاه تصویر
1 خرداد 1385


امام خمینی و کودکان در نگاه تصویر
1 خرداد 1385


امام خمینی و کودکان در نگاه تصویر
1 خرداد 1385


امام خمینی و کودکان در نگاه تصویر
1 خرداد 1385


امام خمینی و کودکان در نگاه تصویر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 9:55 قبل از ظهر  توسط زهره ظفرمند | 
رفتار امام با بچه ها

خانم طباطبائي- همسر حاج سيد احمد آقا (ره) – درباره رفتار امام با بچه هاي و بازي امام با نوه اش علي چنين مي گويد: علي كوچك بود، گاهي كارهايي مي كرد كه اصلا مناسب نبود، حتي ممكن بود براي آقا ايجاد ناراحتي كند، ولي آقا با كمال خوشحالي و خنده مي گفتند: مساله اي نيست، بچه را آزاد بگذاريد چون آقاي تمام شبانه روز را در خانه بودند و علي هم در كنار ايشان بود لذا آقا با علي مانوس بودند و علي هم به آقا انس گرفته بود. يك بار من پيش آقا رفتم و ديدم علي در كنار ايشان نشسته است و از آقاي تقاضاي ساعتشان را دارد، ايشان فرمودند: «پدرجان! آخر ساعت رنجيرش مي خورد به چشمت و اذيت مي شوي» علي گفت: خوب عينكتان را بدهيد . ايشان فرمودند: عينكم نيز همينطور، به چشمانت مي زني چشمانت اذيت مي شود، چشم تو حالا ظريف است، گل است، علي اصرار كرد كه آقا، عينك را بدهيد ايشان فرمودند: نه دسته اش را مي شكني و من ديگر عينك ندارم، نمي شه بچه به اين چيزها دست بزند. چند دقيقه اي گذشت و علي در خانه چرخي زد و مجددا آمد و گفت: آقا! امام فرمودند: «جانم » علي گفت: آقا: بيا تو بچه شو و من آقا مي شود!! امام فرمودند خيلي خوب باشد. علي گفت: پس پا شو از اين جا، بچه كه جاي آقا نمي نشيند. امام بلند شدند و خودشان را كنار كشيدند و علي گفتند: پس عينك را بده، ساعت را بده بچه كه به عينك و ساعت دست نمي زند!! آقا فرمودند بيا، من به تو چه بگويم؟ راهش را درست كردن و عينك و ساعت را گرفتي. گاهي علي به آقا مي گفتند: شما بنشينيد  من شما را حمام كنم، آنوقت ايشان مي نشستند و علي سر و صورت ايشان را مي شستند، علي دستش را به ديوار مي كشيد كه مثلاً صابون است بعد به سر و صورت آقا مي ماليد. من به علي مي گفتم: با اين كار آقا را اذيت مي كني و آقا فرمودند: نه اذيت نمي كند بگذاريد كارش را بكند.

 

همبازي علي

امام به بچه ها خيلي علاقه داشتند. به آنها خيلي محبت مي كردند و سعي داشتند بچه ها را خوشحال كنند. يك روز داشتم دنبال علي مي گشتم (علي، نوه امام است) اما پيدايش نكردم. با خودم گفتم حتماً رفته توي اتاق امام. رفتم جلوي در اتاق، در زدم و رفتم تو. ديدم علي توپ كوچكش را  آورده توي اتاق به اصرار از امام مي خواهد كه با او بازي كند! امام هم با خونسردي، آن طرف اتاق ايستاده بودند و به آرامي توپ را براي علي، قل مي دادند. تعجب كردم و به خود گفتم : «امام با اين همه كار و با اين همه خستگي چه قدر حوصله دارند و چه قدر به بچه ها با محبت هستند»

  گردنبند

يك روز از از كشور ايتاليا يك نامه و يك بسته براي امام رسيد. توي آن بسته: يك گردنبند بود. صاحب نامه، نوشته بود من مسلمان نيستم ولي شمار را خيلي دوست دارم و اين گردنبند را هم به شما هديه مي دهم تا هر جوري كه دلتان مي خواهد از آن استفاده كنيد.

چند روز گذشت يك روز صبح، امام صداي گريه يك بچه را شنيدند. گفتند: برويد ببنيد اين بچه كيست و چرا گريه مي كند. براي امام خبر آوردند كه او دختر كوچك يك شهيد است كه با مادرش آمده و مي خواهد شما را ببيند. امام گفتند: او را زود بياوريد اينجا. وقتي دختر كوچولو را آوردند، هنوز داشت گريه مي كرد. امام او را بغل گرفتند و روي زانوهاي خود نشاندند. بعد او را بوسيدند و در گوشش چيزهايي گفتند: دختر كوچولو كم كم گريه را فراموش كرد و خنديد امام هم با او خنديد. بعد امام بلند شدند و آن گردنبند را آوردند و به گردن او انداختند و به او گفتند: «حالا برو پيش مامانت.» بچه هم با خوشحالي امام را بوسيد و رفت.

 

 

نامه به دانش آموزان سرخ پوست آمريكا

چندي  پيش از سوي دانش آموزان سرخ پوست مدرسه راهنمايي مركزي اسپرينگ دال، در ايالت آركانزاس آمريكا، نامه اي به حضور امام خميني (ره) مي نويسد و با ارسال يك جفت جوراب به عنوان هديه از طرف دانش آموزان مدرسه، از امام مي خواهند كه يك شي شخصي خود را هر چند يك جوراب كهنه باشد به عنوان يادبود براي آنان ارسال دارد.

امام همراه جواب نامه يك جلد كتاب براي آنان مي فرستد كه نشان دهنده تعالي و ترقي انسان در مطالعه كتاب است نه در نگهداري يك لباس كهنه اما پاسخ امام:

بسم الله الرحمن الرحيم

فرزندان عزيز خوب دبيرستان اسپرينگ دال ايالت اركانزاس آمريكا

نامه محبت آميز و هديه ارزشمند شما عزيزان را دريافت نمودم. من مي دانم كه سرخ پوستان و سياه پوستان در فشار و زحمت هستند. در تعليمات اسلام فرقي بين سفيد و سرخ و سياه نيست، آنچه انسانها را از يكديگر امتياز مي دهد، تقوا و اخلاق نيك و اعمال نيك است. از خداوند بزرگ مي خواهم شما فرزندان عزيز را موفق كند و به راه راست هدايت فرمايد. يك جزوه از كلمات نصيحت آموز پيامبر بزرگ اسلام را كه براي كودكان ايران هديه داده اند براي شما عزيزان مي فرستم و به شما دعاي خير مي كنم. اميد است در ارزش هاي انساني موفق باشيد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 9:45 قبل از ظهر  توسط زهره ظفرمند | 
 

 

 

 

 

 اولین فراخوان متون نمایشی

 

 

      آفرینش در صحنه اتفاقی نشات گرفته از خلق نوشتاری به نام نمایشنامه است که سرشار از ایده‎ها و تصاویری است که تنها با ابزار صحنه اجرایی می‎شود.

     ضرورت یک اجرای حرفه‎ای در گرو متن نمایش است. از دیدگاه هنرهای نمایشی بخش اهم از عناصر کلیدی نمایش در متن خلاصه شده است لذا در فراخوان پیش رو در تلاش خواهیم بود تا از میان متون رسیده به دبیرخانه جشنواره به آثار در خور توجه و بدیع در حوزه کودک و نوجوان دست یابیم.

     در این راستا  با فراهم کردن زمینه فعالیت برای آن دسته از علاقه مندان  به دنیای پر رمز و راز کودکان،از کلیه هنرمندان و نویسندگان  این حوزه دعوت می‎شود تا در سه بخش نمایشنامه‎های  صحنه ای ، خیابانی و تئاتر سیار در موضوعات مشخص شده اثر خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال دارند.

 شرایط عمومی

1.       شرکت کنندگان آثار خود را برای گروه سنی کودک و نوجوان و در قالب موضوعات مشخص شده تنظیم و ارسال دارند.

2.       آثار ارسالی سابقه اجرای عمومی یا شرکت در جشنواره ها را نداشته باشند.

3.       شرکت کنندگان توجه داشته باشند که زمان نمایشنامه حداقل 60 و حداکثر 90دقیقه باشد.

4.       شرکت کنندگان به جنبه های فانتزی در دنیای کودکانه، آموزش و پژوهش و خلاقیت های اجرایی، و همچنین جنبه های تربیتی آثار توجه داشته باشند

5.       هر شرکت کننده فقط می‎تواند یک اثر در هر بخش به دبیرخانه جشنواره ارسال دارد.

6.       کلیه شرکت کنندگان اثر خود را به صورت تایپ شده و در کاغذA4   و فقط در قالب نمایشنامه شامل 3 نسخه به همراه لوح فشرده به دبیر خانه جشنواره ارسال کنند.

7.       آثار برگزیده از رتبه ی چهارم تا بیستم در صورت تمایل نویسنده مراحل تولید برای اجرای عمومی را پشت سرخواهند گذاشت و پس از بازبینی نمایش، قراردادخرید اثر منعقد خواهد شد.

8.       کلیه شرکت کنندگان لازم است فرم مشخصات اثر را دقیقا کامل کنند . به فرمهای ناقص ترتیب اثر داده نخواهد شد.

9.       لازم است کلیه آثار تا ۵/۵/۱۳۸۸ تاریخ   از طریق واحد نمایش آفرینش های هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان بوشهر به دبیرخانه جشنواره تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ارسال گردد. ( فراخوان در وبلاگ هنری بوشهر قابل دریافت می باشد.)

آدرس وبلاگ هنری کانون بوشهر http://ohb.kanoonparvaresh.com    می باشد 

 

 

 توجه  

        آثار شما لزوماْ می بایست به رابطین نمایش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان خودتان تحویل داده شود تا از آن طریق به دبیرخانه ارسال شود. 

  

10.   آدرس سایت تخصصی تئاتر کانونhttp://kanoontheatre.com/   

و شماره تلفن  دبیرخانه 88966119 – 88964774 می باشد .

   

موضوعات بخش صحنه:

  1. آزاد
  2. ترویج فرهنگ اصلاح الگوی مصرف و فرهنگی کردن الگوی مصرف
  3. استفاده از متون کهن ایرانی و ادبیات شفاهی

موضوعات بخش خیابانی:

  1. عید نوروز
  2. مراسم آیینی و اقلیمی در اعیاد ملی ، فرهنگی و مناسبت های دینی 
  3. ترویج فرهنگ اصلاح الگوی مصرف و فرهنگی کردن الگوی مصرف

موضوعات بخش تئاتر سیار:

  1. آزاد
  2. مراسم آیینی و اقلیمی
  3. ترویج فرهنگ اصلاح الگوی مصرف و فرهنگی کردن الگوی مصرف

جوایز 

     نتایج بررسی هیات داوران تا تاریخ 20/6/88 از طریق سایت مدیریت تولید تئاتر ، رسانه ها و جراید به اطلاع عموم خواهد رسید. از آنجا که این مدیریت قصد دارد متون برگزیده را با اولویتهای موضوعی مشخص شده به روی صحنه بیاورد لذا در کنار سه متن برگزیده فراخوان، تا سقف 20 متن بنا به رای هیات داوران در اولویت اجرا قرار خواهد گرفت.همچنین کلیه آثار برگزیده در قالب کتاب به چاپ خواهند رسید. 

1.       نفر اول لوح تقدیر و6 سکه بهار آزادی

2.       نفر دوم لوح تقدیرو 4 سکه بهار آزادی

3.       نفر سوم لوح تقدیرو 2 سکه بهار آزادی

توضیحات

از آنجائیکه مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی قصد ارائه الگو برای تئاتر کودکان و نوجوانان را دارد و نیز در گامهای بعدی لازم است که برای تقویت تئاتر کودک و نوجوان در سراسر کشور برنامه ریزی و تلاش نمائیم لذا قرارداد اجرا صرفاً با گروههایی منعقد خواهد شد که آثار مد نظرشان را از طریق همین فراخوان در اختیار کانون قرار دهند لذا به متون ارسالی یا درخواست های دیگر برای تولید و اجرای نمایش در مرکز تئاتر ترتیب اثر داده نخواهد شد. در ضمن کلیه حقوق چاپ و تکثیر آثار پذیرفته شده به مدیریت تولید تئاتر کانون پرورش فکری تعلق دارد.  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 7:35 بعد از ظهر  توسط زهره ظفرمند | 

کانون پرورش فکری بندر دیر بمناسبت سالگرد پیروزی فتح خرمشهر اقدام به برگزاری مسابقه نقاشی با موضوع پیروزی نمود که اثار منتخب اعضا به افرینشهای هنری استان ارسال شد.همچنین معرفی واقعه مهم و تاریخی فتح خرمشهر بصورت دیواری- قصه گویی از کتاب بچه های کنار شط-اجرای سرود پیروزی توسط اعضا دختر و مسابقه حضوری از جمله برنامه های این روز بزرگ بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 7:25 بعد از ظهر  توسط زهره ظفرمند | 
 

    مرکز فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بندر دیراز روز اول خرداد ماه نام نویسی کلاس های تابستانی خود را آغازنمود.

   

  برای کلاس های تابستانی امسال کانون بندر دیر10 کلاس متنوع : قرآن ، نقاشی ، سفالگری ، خوشنویسی ، کاردستی ، شطرنج ، موسیقی ،کارگاه ادبی و زبان انگلیسی در نظر گرفته شده است.

    علاوه بر این کودکان و نوجوانان  می توانند با عضویت درکتابخانه کانون پرورش فکری ضمن امانت گرفتن کتاب در بیش از 33 فعالیت متنوع فرهنگی و هنری مشارکت نمایند.

  

+ نوشته شده در  شنبه 2 خرداد1388ساعت 8:44 بعد از ظهر  توسط زهره ظفرمند | 


 

 
فتح خرمشهر، لحظه اوج دفاع مقدس
 

 

"فتح خرمشهر فتح خاك نيست، فتح ارزشهاي اسلامي است. خرمشهر شهر لاله هاي خونين است. خرمشهر را خدا آزاد كرد."

 

از بيانات رهبر کبير انقلاب اسلامی، امام خمينی (قدس سره)

 در خيال خرمشهر که کنار کارون آرام نشسته بود، هيچ صداي خمپاره ای نبود. نخلستان هايش صدای چرخ های تانک را تا آن روز نشنيده بود، تا شهريور ماه 59 که خرمشهر، خونين شهر شد. پس از گذشت روزهای تاريک و پر دود اسارت، در سوم خرداد 1361 شهر از اشغال درآمد. خرمشهر نخل های سوخته، نخل های بی سر... 

       

فتح خرمشهر (سوم خرداد 1361) در تاريخ جنگ ايران و عراق از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. خبر آزادي خرمشهر آن چنان شگفت‌آور بود كه در سراسر ميهن اسلامي ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ايران بسان خانواده‌اي بزرگ كه فرزند از دست رفته خود را باز يافته است اشكهاي شادي و شعف خود را نثار روح شهداي حماسه‌آفرين صحنه‌هاي شورانگيز اين نبرد كردند. براي پي بردن به عظمت اين نبرد حماسي كافي است بدانيم كه نيروهاي  متجاوز عراق پيش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما براي آزادي خرمشهر در اطلاعيه‌اي به نيروهاي خود دستور داده بودند كه دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهاي عراق محسوب دارند. همچنين تجهيزات و امكانات دفاعي دشمن در اين منطقه نشان مي‌داد كه عراق خرمشهر را به عنوان نماد پيروزي خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قيمت،‌ اين شهر را در تصرف نيروهاي خويش نگهدارد.

هنگامي كه مرحله اول و دوم عمليات بيت‌المقدس به پايان رسيد و رزمندگان ما در اطراف خرمشهر مستقرشدند، راديوي رژيم بعثي، مي‌كوشيد در تبليغات كاذب خود، حضور نيروهاي عراق را در خرمشهر به رخ بكشد تا توجيهي براي ترميم روحيه نيروهاي شكست خورده و رو به هزيمت عراق باشد. فتح خرمشهر در زماني كمتر از 24 ساعت، موجب شد كه بخش قابل توجهي از نيروهاي مهاجم عراقي به اسارت نيروهاي جمهوري اسلامي ايران درآيند.

نبرد بزرگ، سرنوشت‌ساز و غرورآفرين بيت ‌المقدس كه براي رها سازي خرمشهر از سلطه‌ نيروهاي مهاجم عراقي انجام شد، از دهم ارديبهشت ماه تا چهارم خرداد ما 1360 به طول انجاميد. اين نبرد حماسي علاوه بر  پايان بخشيدن به 19 ماه اشغال بخشي از حساس‌ترين مناطق خوزستان و آزادسازي خرمشهر، ضربه‌اي سهمگين و كمرشكن به توان رزمي و جنگ طلبي‌هاي دشمن مهاجم وارد ساخت.

كوتاه سخن اينكه عمليات بيت‌المقدس به عنوان برجسته‌ترين عمليات پدآفندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در تاريخ نظامي 8 سال دفاع مقدس ثبت شده است.

اگر امروز در هر شهر و روستا به گلزار شهيدان گذر كنيم و تاريخ نقش بسته بر سنگرها را مرور كنيم، خواهيم ديد كه مجموعه شهيدان سوم خرداد 1360 الگويي كوچك از ملت مقاوم ايران است كه چونان سپهري  پر ستاره مي درخشد. شاديهاي به ياد ماندني خودجوش و سراسري پس از آزادسازي خرمشهر نيز برگ  ديگري از اين حماسه ملي بود و نشان داد كه مردم سراسر اقطار و بلاد ايران اعم از آن كه هرگز خرمشهر را به چشم ديده باشند يا نه چگونه از شنيدن خبر اين پيروزي ساعتها به دست افشاني و پايكوبي پرداختند وهزيمت دشمن اشغالگر را از خاك ميهن جشن گرفتند.

سوم خرداد يك حماسه ملي است؛ اگر حضور ملت در صحنه جبهه هاي دفاع نبود، نه حماسه آن پيروزي  تحقق مي يافت و نه حماسه حضور مردم در جشن پس از پيروزي. لذا به حق مي توان گفت پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردمي در همه صحنه هاست.

 

بياد سوم خرداد سالروز حماسه هميشه تاريخ ايران ...آزادي خرمشهر

مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه مي‌تپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادري بود كه فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بي‌پناهي پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان در‌آمد و مدافعان ناگزير شدند كه به آن سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپس‌گيري شهر برآورده نمي‌شد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.

خرمشهر از همان آغاز، خونين‌شهر شده بود. خرمشهر خونين ‌شهر شده بود تا طلعت حقيقت از افق غربت و مظلوميت رزم‌آوران و بسيجيان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر اين آفاق مي‌توان نگريست؟ آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير شني تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پيوست. اما… راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا درنمي‌يابند. گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است اما ريختن آن در پاي محبوب، شيرين‌تر است؛ و نگو شيرين‌تر، بگو بسيار بسيار شيرين‌تر است.

راز خون در آنجاست كه همه حيات به خون وابسته است. اگر خون يعني همه حيات… و از ترك اين وابستگي دشوارتر هيچ نيست پس، بيشترين از آن كسي است كه دست به دشوارترين عمل بزند. راز خون در آنجاست كه محبوب خود را به كسي مي‌بخشد كه اين راز را دريابد. آن كس كه لذت اين سوختن را چشيد در اين ماندن و بودن جز ملالت و افسردگي هيچ نمي‌يابد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقيقت وجود انسان را از ميان هاويه آتش جسته‌اند. آنان ترس را مغلوب كرده‌اند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بياموزد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. وقتي كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معناي شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبي عاشورايي برپا شود و كربلائيان پاي در آزموني دشوار بگذارند…

كربلا مستقر عشاق است و شهيد سيد محمد علي جهان‌آرا چنين كرد تا جز شايستگان كسي در آن استقرار نيابد. شايستگان، آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا آكنده است كه ترس از مرگ، جايي براي ماندن ندارد. شايستگان جاودانند؛ حكمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بي‌انتهاي نور نور كه پرتوي از آن همه كهكشانهاي آسمان دوم را روشني بخشيده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه 2 خرداد1388ساعت 8:21 بعد از ظهر  توسط زهره ظفرمند | 

درخشيدن اعضا دختر مرکز دیر در مسابقه ادبی آفرينش

آثار ادبی خانمها ساحل سهولی - فهیمه کاظمی و زهرا فرضی که در مسابقه ادبی آفرينش  شرکت کرده بودند برگزيده شد و علاوه بر اخذ لوح تقدير از مرکز آفرينش های ادبی جوايزی به رسم یادبود به آنان اعطا گرديد.

+ نوشته شده در  جمعه 1 خرداد1388ساعت 7:39 بعد از ظهر  توسط زهره ظفرمند | 

کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان بندر دیر بمناسبت سالروز ازادسازی خرمشهر مسابقه دوچرخه سواری برای رده سنی ۴تا۱۴ سال برگزار میکند. علاقمندان برای ثبت نام میتوانند به کانون پرورش فکری واقع در خیابان شهدای گمنام مراجعه نمایند.زمان مسابقه یکشنبه ۳خردادماه --ساعت۵عصر

+ نوشته شده در  جمعه 1 خرداد1388ساعت 7:20 بعد از ظهر  توسط زهره ظفرمند | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
88/06/01 - 88/06/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
87/11/01 - 87/11/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
86/10/01 - 86/10/30
پیوندها
سایت امور هنری کانون بوشهر.
خدمات كامپيوتري تيك
مركز دانلود
سايت آموزش ايرانيان
بهترين سايت خبري " آفتاب "
ستاره كوچولو _ كوچكترين وبلاگ نويس ايران
سایت دیّر تشباد
كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان بوشهر _ مركز بردخون
سايت معروف " ايستگاه "
دانلود
آی دی مسیحا گلی
سایت عمو پورنگ
ترانه های کودکان
چیستان
پارس قران
سایت اصلی کانون - تهران
مرکز تولید تئاتر و نمایش عروسکی کانون
شعر کودک و نوجوان
بخش ویژه مسابقات کانون پرورش
سایت کانون پرورش فکری بوشهر.
نشریه خبری کانون پرورش فکری بوشهر.
قیصر امین پور
چهل چراغ ضامن اهو
محمدرضا عضوخوب و قدیمی کانون
حیدر منصوری.
سایت بازی و سرگرمی.
سایت خبری بندر دیر
سایت خبری بندر دیر
سمیه دوست داشتنی
مرکز زیست شناسی کانون تهران
کانون پرورش فکری اهرم
کانون بندرریگ
کانون بندر دیلم
کارگاه نمایش مرکز شماره 2بوشهر
اشعار مصاحبه ودست نوشته های سودابه امینی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM