تبليغاتX
كانون پرورش فكري مركز ديّر
وبلاگ اختصاصي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان مركز ديّر

 

 میلاد حضرت علی ع

علی ای همای رحمت تو چه آيتی خدا را    
که به ما سوا فکندی همه سايه ی هما را    

    دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بين
       به علــی شناختم من به خدا قســم خدا را
 

 

فرخنده میلاد کعبه زاد حماسه و مهرورزی، مولود کعبه،  مولی الموحدین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام بر ییروانش خجسته باد

 

علی علیه السلام  و زیبائیها:

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.

 

تولد در خانه خدا

مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نيز که روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجيبي برپا بود. در اين جمع تنها يک زن بود که به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي کرد، شرک و کفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي کرد، و از خدا مي خواست تا وضع حملش را آسان کند.

او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود که اين فرزند تولدي مبارک و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا...

فاطمه با خدا راز و نياز مي کرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد کرد، دردي که فاطمه آن را به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و طواف مي کرد، پس از اين احساس از طواف باز ايستاد ولي موج جمعيت او را به اين سو و آن سو مي کشاند. و درد هر لحظه شديدتر و شديدتر مي شد.

چه مي دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است.

فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد. و اين تقدير الهي بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد.

نامش را علي نهادند؛ و با علي، موجودي ديگر نيز موجوديت گرفت، موجودي عزيز، گرانبها و بس کمياب. همان چيزي که بايد راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهي شده بودند، جهان، "عدل" را نه مي فهميد و نه مي شناخت. ميلاد علي با تولدي ديگر همراه بود؛ تولد عدل...

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 تیر1388ساعت 6:25 بعد از ظهر  توسط زهره ظفرمند | 

معمایی شگرف با پاسخی آسان

صحنه زندگی ما با خاطره‏هایی سرشار از گذشت و ایثار، گره خورده است. در اطراف ما، هنرمندانی هستند که عمری پروانه بودن را حتی با شرارت شمع و باغبانی را حتی با تلخی تیغ، عمیق زندگی کرده‏اند. آنان تمام شدن را به بهای ساختن و سوختن را به قیمت شادی بخشیدن اندوخته‏اند. اینکه کسی بتواند تا این حد، بی‏دریغ عشق بورزد و این‏گونه لبریز از سخاوت باشد، معمایی است شگرف با پاسخی آسان؛ قداست واژه‏ای به نام پدر. اوست که می‏تواند بی هیچ چشم‏داشت، این‏گونه چشمه زلال مهربانی باشد و جوهر گران‏مایه وجود را جاری جسم و جان فرزندانش سازد. اوست که می‏تواند این‏گونه ارزانْ عاطفه ارزانی کند. او بلندتر از ادراک واژه‏ها و فراتر از قامت سپاس‏های ماست. روزش مبارک.

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 تیر1388ساعت 6:13 بعد از ظهر  توسط زهره ظفرمند | 

یک خبر خوب!قابل توجه علاقمندان داستان نویس:کیهان بچه ها وصفحه ی جدید" شکلات"

      دوستان خوب نویسنده وشمایی که اهل نوشتن ومطالعه هستید،اگر اهل کارهای "طنز ولبخند "باشید،این خبرخوش را به شما می دهیم که: آقای "علی رضا حکمتی"-مربی مسوول مجتمع شماره یک/کرمانشاه-مسوول بخش صفحه ی طنز مجله ی کهن وقدیمی "کیهان بچه ها"-بنام "شکلات" هستند.

دراین صفحه از آثار طنزآقای "حکمتی"، برای کودکان ونوجوانان سراسر کشورعزیزمان -ایران-به چاپ می رسد.اگر دوست دارید که نوشته های طنز شما نیز دراین صفحه به چاپ برسد،می توانید خیلی زود دست به کار شوید ومطالبتان را با خط خوانا به نشانی مجله ی "کیهان بچه ها"(که در همه ی مراکز کانون موجوداست)بفرستید.یادتان نرودکه روی پاکت نامه حتما بخش "شکلات"را بنویسید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 تیر1388ساعت 7:37 بعد از ظهر  توسط زهره ظفرمند | 
 فرشته ها از خدا می پرسن : اگه انقدر بنده هات رو دوست داری واسه چی غم رو آفریدی.می دونین خدا چی جواب می ده؟خدا جواب می ده: من بنده هامو می شناسم، تا وقتی غم به سراغشون نیاد به سراغ من نمیان."

امشب شب آرزوهاست...شبی که خیلی از آرزوها براورده می شه...

شبی که خیلی ها بعد از مدت ها سفره دلشونو واسه خدا باز می کنن...یه دل پر از غم...گناه...و شاید هم شادی… امشب باید آرزو کنیم...ولی چه آرزویی؟

 همون آرزوهای کوچیک و قشنگ روزای کودکیمون... ولی چرا فقط امشب...؟؟چرا فقط امشب باید بیدار موند,گریه کرد,نماز خوند و با خدا حرف بزنیمو درد و دل کنیم؟یعنی فردا شب خدا به حرفامون گوش نمی کنه؟

بیاین کاری کنیم که هر شب,شب آرزوها باشه... 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 7:35 بعد از ظهر  توسط زهره ظفرمند | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
88/06/01 - 88/06/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
87/11/01 - 87/11/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
86/10/01 - 86/10/30
پیوندها
سایت امور هنری کانون بوشهر.
خدمات كامپيوتري تيك
مركز دانلود
سايت آموزش ايرانيان
بهترين سايت خبري " آفتاب "
ستاره كوچولو _ كوچكترين وبلاگ نويس ايران
سایت دیّر تشباد
كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان بوشهر _ مركز بردخون
سايت معروف " ايستگاه "
دانلود
آی دی مسیحا گلی
سایت عمو پورنگ
ترانه های کودکان
چیستان
پارس قران
سایت اصلی کانون - تهران
مرکز تولید تئاتر و نمایش عروسکی کانون
شعر کودک و نوجوان
بخش ویژه مسابقات کانون پرورش
سایت کانون پرورش فکری بوشهر.
نشریه خبری کانون پرورش فکری بوشهر.
قیصر امین پور
چهل چراغ ضامن اهو
محمدرضا عضوخوب و قدیمی کانون
حیدر منصوری.
سایت بازی و سرگرمی.
سایت خبری بندر دیر
سایت خبری بندر دیر
سمیه دوست داشتنی
مرکز زیست شناسی کانون تهران
کانون پرورش فکری اهرم
کانون بندرریگ
کانون بندر دیلم
کارگاه نمایش مرکز شماره 2بوشهر
اشعار مصاحبه ودست نوشته های سودابه امینی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM